الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

582

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

او صبح ( كه از خواب بر مىخيزد ) كارى جز انباشتن چيزهايى كه اندكش بهتر از بسيار است ، ندارد ، تا اين كه از آبهاى گنديدهء ( زشتيها و پليديها ) سيراب مىشود و انبوهى از مسائل بيهوده را ( در مغز و فكر خود ) جمع مىكند ، آن گاه بر مسند قضا و داورى در ميان مردم مىنشيند ( و عجب اين كه اين بينواى نالايق ) ، تضمين مىكند حقايقى را كه بر ديگران مشتبه شده است روشن و خالص سازد و هر گاه با مسألهء مبهمى رو به رو گردد ، براى تبيين آن ، افكار بيهوده و حرفهاى پوچ و توخالى را پيش خود آماده مىسازد و ( با اين مقدمات نادرست ) به نتيجهء آن حكم مىكند . او در برابر شبهات فراوانى كه وى را احاطه كرده همانند عنكبوت است كه تارهايى مىتند و بر آن تكيه مىكند ( تارهايى سست و بىاساس ! ) او نمىداند درست حكم كرده يا به خطا رفته است . به همين دليل اگر ( از روى تصادف ) راه صحيحى رفته باشد از اين بيم دارد كه خطا كرده باشد و اگر راه خطا را پيموده است اميد دارد ( تصادفا ) صحيح از آب در آيد . او نادانى است كه در تاريكيهاى جهالت سرگردان و حيران است و همچون نابينايى است كه در ظلمات پر خطر به راه خود ادامه مىدهد . هرگز علوم و دانشها را به طرز صحيحى فرا نگرفته ( و به همين دليل در هيچ مسأله‌اى با اطمينان و يقين داورى نمىكند ) . او همانند تندبادى كه گياهان در هم شكسته را بىهدف به هر سو پراكنده مىكند ، روايات پيامبر ( ص ) را در هم مىريزد ( تا به گمان خويش از آن نتيجه‌اى به دست آورد ) ، به خدا سوگند ( اين نادان مغرور ) نه براى حل مسائلى كه بر او وارد مىشود قابل اعتماد است ، نه براى مدحى كه ( مدّاحان چاپلوس ) در بارهء او سر مىدهند شايستگى دارد ! او باور نمىكند كه وراى آنچه شناخته است علم و دانشى باشد و جز آنچه او فهميده است نظريهء ديگرى در كار باشد . هر گاه مطلبى براى او مبهم شود كتمان مىكند چرا كه از جهالت خويش آگاه است ! ( خونهايى كه به ناحق ريخته ) از داورى ظالمانه‌اش فرياد مىكشند و ميراثها ( ى بر باد رفته ) از قضاوت او صيحه مىزنند !